تبلیغات
علم - برده داری
شنبه 5 دی 1388

برده داری

   نوشته شده توسط: علی همایونی    

مبارزه با برده داری آمریکایی

مهدی نصیری: رمان معروف "کلبه عمو تم" نوشته "هریت بیچراستو" ، پنجاه و یک سال پیش، در شهریور 1335 برای نخستین بار با ترجمه "منیر مهران" در ایران به چاپ رسید و از آن زمان تا کنون بارها و بارها ترجمه شده و به زبان فارسی انتشار یافته است.
"
کلبه عمو تم" داستانی درباره جنایت های انسانی و نژادپرستانه علیه سیاه پوستان آمریکایی است. بیانیه ای به زبان ادبیات و علیه برده داری نژادپرستانه که هر چند ظاهراً با تغییرات گسترده اجتماعی علیه برده داری سنتی به نظر تمام شده و تاریخ مصرف گذشته می رسد، اما در واقع به اشکال گوناگون و در غالب برده داری در حال گذار و برده داری مدرن همچنان در سرتاسر دنیا وجود دارد.
بهروز غریب پور هم ظاهراً بدنبال چنین انگیزه ای بر اجرای "کلبه عمو تم" که دغدغه چندین ساله وی بوده اصرار ورزیده است. غریب پور در بخشی از صحبتهایش درباره تردیدهای پیش آمده در مورد تاریخ مصرف دار شدن موضوع نمایش می گوید:
طوفان کاترینا نشان داد که هنوز در جامعه آمریکا نژاد پرستان حاکمند و بر خلاف ادعایشان ، سیل زدگان و بی خانمان های طوفان مهیب کاترینا را به امان خدا واگذاشته و حتی از پخش اخبار مربوط به آن نیز ممانعت می کردند....
همین طور در اوج تمرین های نمایش "کلبه عمو تم" در خبرها خواندم و شنیدم که چهار برده سیاهپوست آمریکایی، در فلوریدا از چنگ اربابانشان گریخته اند. پس یک بار دیگر ایمان آوردم که موضوع رمان مشهور خانم استو به قول معروف تاریخ مصرف ندارد و هنوز که هنوز است سندی آشکار برای محکوم کردن این حرکت ضدبشری است.
بهروز غریب پور که چند سال پیش نمایشی را بر اساس رمان مشهور ویکتور هوگو – بینوایان- در فرهنگسرای بهمن اجرا کرده بود و در پی موفقیت بی نظیر این نمایش در جلب مخاطب و حضور چشمگیر تماشاگران دست به انتخاب رمان مشهور دیگری به نام "کلبه عمو تم" گرفته است.
غریب پور که وعده کار بر روی این رمان را از چند سال پیش داده بود تمریناتش را سال گذشته آغاز کرد و توانست نمایش را همزمان با جشنواره بیست و ششم تئاتر فجر در فرهنگسرای بهمن و سپس از اواخر فروردین ماه سال جاری در تالار اصلی مجموعه فرهنگی- هنری تئاتر شهر به روی صحنه ببرد.
"
کلبه عمو تم" این روزها در فصل بد استقبال از تئاتر و سینما در تالار اصلی درحال اجراست و با استقبال نسبتاً خوبی هم از طرف تماشاگران مواجه شده است.
بهروز غریب پور کارگردان خوش سلیقه که همواره سعی دارد، موضوعات و داستان های بزرگ و کلاسیک را با استفاده از تکنیک ها و شیوه های نو تئاتری به روز کند و روی صحنه ببرد، "کلبه عمو تم" را با استفاده از واقع گرایی و به قصد تاثیرگذاری واقعی و تحریک احساسات تماشاگرش اجرا کرده است.
تماشاگر به محض ورود به سالن و پیش از شروع نمایش با تصاویری از خشونت و ظلم علیه برده های سیاهپوست مواجه می شود .این تصاویر در واقع شناسنامه و بروشور نمایش هستند و بلافاصله پس از آغاز نمایش با حضور تعداد زیادی کارگر که در دو طرف صحنه با کاری هایشان روی سن می آیند و در مقابل تماشاگر قرار می گیرند تکثیر می شوند. در واقع نخستین تاثیری که قصد دارد نمایش در تماشاگرانش به وجود آورد، تأثیر واقعیت حضور است.
برده ها روی صحنه می آیند و "ژرژ" که یک سیاهپوست دو رگه است در مقابل چشمان آنها محکوم می شود. آنها بزدلانه محکومیت "ژرژ" را تایید می کنند و در میان ضربات شلاق با گاری هایشان دور تا دور تماشاگران می چرخند و در طرفین ثابت می مانند.
محکومیت "ژرژ" فرار او از دست اربابها و حضور همیشگی برده ها در اطراف صحنه ضمن شروع داستان مبارزه علیه نژادپرستی، همواره فضا و حس صحنه و وقایع مربوط به رویداد داستان را در سالن تقویت می کند. ضمن اینکه بهروز غریب پور ردیف بردگان دو طرف صحنه را تنها برای ایجاد و تقویت این حس در صحنه قرار نداده است. این برده ها که از بازیگران و شخصیت های اصلی نمایش نیستند، در بخش هایی از نمایش با میزانسن و نورپردازی زیبا و هوشمندانه کارگردان موقعیت و رویداد را نیز تقویت و تکثیر می کنند.
به عنوان مثال در جاهایی از نمایش غریب پور- که سابقه تجربه نمایش عروسکی و سایه ای را نیز در پرونده اش دارد- با نورپردازی، سایه ارباب هاریس را در حالی که مشغول تهدید برده هاست به صورتی غول پیکر روی دیوار دو سمت صحنه – بالای سر دو ردیف برده ها- می اندازد و عملاً حس و موقعیت دراماتیک مورد نظرش را در صحنه موثرتر و قوی تر به نمایش می گذارد.
"
کلبه عمو تم" از ابتدا تا انتها قهرمانش – عموتم- را در محور رویدادهای اصلی قرار می دهد و درجریان ساختاری کلاسیک زندگی این سیاهپوست مسیحی دوست داشتنی را به عنوان سمبلی از یک برده سر به زیر و مظلوم، روایت می کمند.
عمو تم در واقع روح تاریخ برده داری نژادپرستانه است. یک سیاه پوست مذهبی که تحت هر شرایطی به اربابانش وفادار است و در ضمن شاهد تمام تغییرات پیرامونش – در ارتباط با مبارزات نژادپرستانه هم – خواهد بود.
همانقدر که عمو تم محور و بستر ساختار کلاسیک داستان است، اشخاص دیگری نیز در کنار او قرار می گیرند. اربا هاریس نقطه مقابل عمو تم است. در واقع این دو شخصیت ستون های تثبیت شده بردگی و اربابی در جامعه نمونه داستان نمایش هستند و آنچه حضور پایدار این دو جامعه را در طول داستان دچار تغییر می کند مبارزه هایی است که رفورمیست هایی چون "ژرژ" و "کیسی" بر علیه نظام موجود آغاز می کنند.
عمو تم، نماد مظلومیت برده داری در آمریکاست و اگر چه تابوی خاموش و منفعلی به نظر می رسد، باید او را محرک بی تحرک مبارزات بعدی علیه نژادپرستی دانست.
بهروز غریب پور اگر چه روایت اجرایی کلاسیکی از داستان "کلبه عمو تم" دارد اما با توانایی زیادش در اجرای داستان به خوبی توانسته این ماجراهای – شاید- قدیمی را برای تماشاگر امروز و آن هم در جامعه و دنیایی که فاصله بسیار زیادی با جامعه رویداد گاه دارد بازسازی کند. در واقع تماشاگر نمایش غریب پور به درستی در مقابل یک رویداد انسانی قرار می گیرد و حوادث و ماجراهای آن متاثر می شود.
زمان تقریباً طولانی سه ساعته نمایش هم قادر نیست که ارتباط میان صحنه و تماشاگران را قطع کند و به راحتی می توان ادعا کرد که تماشاگر کمترین فاصله ای با اثر پیدا نمی کند. و در طول مدت زمان اجرا وقایع و رویدادها را تعقیب می کند.
بهروز غریب پور در اجرای "کلبه عمو تم" عناصر و ابزارهای صحنه اش را نیز به خوبی مورد استفاده قرار داده است. پوشاندن طرفین و دیوار کنار تماشاگران تا پشت سر آنها و انتهای صحنه با چوب ها و تکه های سفید پنبه رویدادگاه مرکزی را به زیبایی بر کل فضای سالن اصلی منطبق کرده و سکو و پله های وسط صحنه نیز به عنوان مرکز تغییرات مکانی با ترفندهایی که کارگردان و طراحان صحنه به کار بسته اند با تغییرات اندک و بدون اینکه تماشاگر متوجه انجام این تغییرات بشود براحتی تبدیل به فضاهای متفاوت و متعددی چون، خانه ارباب شلبی، کارخانه، مزرعه، کلیسا، خانه ارباب سن کلار، بازار برده فروشی، انبار پنبه و ... می شود. کار سختی که غریب پور در تغییرات صحنه انجام می دهد وفاداری به نمایش واقعیت مکانی در صحنه است و مسلماً این امر با توجه به تعداد مکانهای نمایش امر ساده ای نیست. اما واقعیت این است که با وجود همه تغییرات و تعدد فضا و مکان نمایش از بابت طراحی صحنه هیچگاه دچار کاستی و نقص نشده است.
نورپردازی "کلبه عمو تم" نیز همانند دکور آن مدام با تغییر و تناسب کارکرد همراه است. طراحی نور نمایش نه تنها به بخشهایی از صحنه محدود نشده بلکه در کل سالن و حتی در اطراف تماشاگران نیز حضور دارد. رنگ ها، شدت نور و تونالیته تابش آن در هر یک از صحنه های نمایش و بر اساس جنس و ارزش رویداد تنظیم و پرداخت شده اند و نورپردازی نمایش به عنوان یک عنصر تکمیل کننده همواره در خدمت کلیت آن است.
بازیگران "کلبه عمو تم" از دیگر عوامل و عناصری هستند که باعث موفقیت آن در ارتباط و درگیری با مخاطب شده اند. بازی نزدیک به واقعیت و تکثیر و تقویت حس و حالت فضای رویداد از صحنه به تماشاگر مهمترین دستور کار این بازیگران است که اکثر آنها به خوبی از عهده ایفایش برآمده اند.
"
نسیم ادبی" در نقش کیسی، "سیامک حلمی" در نقش عمو تم، "نادیا فرجی" در نقش الیزا ، "شهین علیزاده" در نقش خانم شبلی، "مینو زاهدی" در نقش عمه کلوئه و فنیس و "نعمت اله اسدالهی" در نقش ارباب هاریس به ترتیب بهترین بازیگران نمایش بهروز غریب پور هستند که بازیهای جذاب دلنشین نزدیک به واقعیت مطلوب را در داستان نمایش ارائه می کنند.
"
کلبه عمو تم" به کارگردانی بهروز غریب پور نمایش ظلم نژاد پرستانه جامعه آمریکایی است که در پایان به مبارزه ای علیه برده داری سنتی تبدیل می شود و بهروز غریب روال منطقی و مناسبی را برای نشان دادن این حرکت انتخاب کرده و به اجرا گذاشته است. این نمایش اگر در فصل مناسب تری در تالار اصلی تئاتر شهر به روی صحنه می رفت، احتمالاً با استقبال خیلی بیشتری از طرف مخاطبان مواجه می گردید.


Foot Pain
سه شنبه 17 مرداد 1396 07:17 ق.ظ
I like reading through a post that will make men and women think.
Also, thanks for permitting me to comment!
http://shirelyrossi.wordpress.com/2015/01/01/symptoms-of-plantar-fasciitis
شنبه 14 مرداد 1396 03:15 ب.ظ
You're so cool! I don't suppose I have read through a single thing like this before.
So nice to find somebody with unique thoughts on this subject.
Seriously.. thank you for starting this up.
This web site is one thing that's needed on the internet, someone with a bit of originality!
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:15 ب.ظ
You could certainly see your expertise within the article you write.

The sector hopes for even more passionate writers like you who aren't afraid to
mention how they believe. Always go after your heart.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر